سعدیه، مادر مدینه سه ساله، میگوید: «در حالی که خواب بودم، یک ترموز آب و شیر را روی میز گذاشتم و از اتاق بیرون رفتم، چند لحظه بعد صدای گریه اش را شنیدم، وقتی برگشتم…