خشکسالی و تأثیر ویرانگر آن بر زراعت در افغانستان
ستاره لنگری- خشکسالی های پیاپی و مداوم در سال های اخیر به یکی از بزرگترین چالش های فراروی بخش زراعت افغانستان تبدیل شده است. کاهش بارندگی، خشک شدن چشمه ها و نبود سیستم های آبیاری کارآمد، زمین های حاصل خیز را به اراضی بایر تبدیل کرده و هزاران دهقان را با خسارات سنگین اقتصادی روبرو ساخته است.

دهقانان در مناطق مختلف کشور از پیامدهای فوری این بحران گزارش هایی نگران کننده ارائه می دهند.
· غلام صدیق، دهقان ولسوالی عمرز در ولایت پنجشیر، با بیان خاطراتی از روزهای پرثمر گذشته، وضعیت کنونی را اسف بار توصیف میکند: «زمین های ما قبلاً گندم، جو، جواری و سبزیجات خوبی می داد. اما حالا با کم شدن آب دریا و چشمه ها، حاصلات ما بسیار کاهش یافته است.»
وی افزود که این مشکلات سبب شده تا اکثر ساکنان قریه او کشاورزی را رها کرده و به شهرها مهاجرت کنند. او از دولت خواست تا از دهقانان حمایت کند.
عبدالقادر حمیدزاده، دهقان دیگری است که بر عمق فاجعه تأکید دارد، وی میگوید: «حتی زمین های محدود زراعتی ما که در گذشته زندگی حداقلی برایمان فراهم میکرد، حالا به دلیل خشکسالی کم ثمر شده است.»
او اشاره کرد که بسیاری به باغداری روی آورده اند، اما کمبود آب همچنان چالشی بزرگ است.
سید شاه گهرپور، کارشناس محیط زیست، ریشه های عمیق تر این بحران را تحلیل میکند.
او به ویژه روز میگوید: استفاده بی رویه از منابع طبیعی، به ویژه منابع آبی و تخریب مناطق سرسبز، مشکلی جدی است که مورد غفلت قرار گرفته است.
وی تأکید کرد: «تخریب جنگل ها و کاهش پوشش گیاهی، نقش حیاتی در جذب باران و حفظ منابع آب زیرزمینی دارد. گزارشهای سازمان ملل نشان میدهد بخش بزرگی از جنگل های ما از بین رفته و این امر ظرفیت طبیعی کشور برای حفظ آب را به شدت کاهش داده است.»
گهرپور فقدان یک مدیریت منسجم منابع آب و نبود فناوری های نوین برای بازیافت آب (مانند استفاده مجدد از آب های خاکستری) را از دلایل اصلی هدررفت منابع آبی دانست.
وی خواستار اولویت بندی اقدامات عملی برای بهبود مدیریت آب و استفاده از تکنولوژی های بازیافت شد.
در راستای تکمیل این گزارش، با وزارت زراعت، آبیاری و مالداری تماس های مکرری گرفته شد، اما متأسفانه پاسخی از سوی مسئولان این وزارت دریافت نشد.
تغییرات اقلیمی و خشکسالی های متوالی نه تنها کشاورزی و امنیت غذایی، بلکه تمامیت منابع طبیعی و ثبات اجتماعی افغانستان را تهدید میکند.
کاهش سطح آب های زیرزمینی به نگرانی عمیق شهروندان تبدیل شده است.
این وضعیت فوریت اقدامات جامع را می طلبد؛ اقداماتی که از سطح سیاست گذاری کلان و مدیریت منابع طبیعی آغاز شده و با حمایت فنی و مالی مستقیم از دهقانان و جوامع محلی تداوم یابد.
در غیر این صورت، موج مهاجرت های داخلی ناشی از نابودی معیشت های روستایی، پیامدهای اجتماعی و اقتصادی غیرقابل کنترلی به همراه خواهد داشت.
پایان




