سیاسی

ازسرگیری درگیری‌ های آمریکا و ایران؛ علل و چشم ‌انداز آینده

الناز کریمی- درگیری میان ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران که هفته ‌ها به طول انجامیده بود، با تلاش‌ های دیپلماتیک و میانجی‌ گری برخی کشورها وارد مرحله آتش‌ بس شد. در جون ۲۰۲۶، دو طرف تفاهم‌ نامه مربوط به ادامه آتش‌ بس را به‌ صورت دیجیتالی امضا کردند؛ اقدامی که قرار بود زمینه را برای کاهش تنش‌ ها و آغاز گفت ‌وگوهای بیشتر فراهم کند.

اما این آتش‌ بس که قرار بود از شدت تنش میان واشنگتن و تهران بکاهد، دوام چندانی نداشت و درگیری‌ها بار دیگر از سر گرفته شد.

یکی از محورهای اصلی اختلاف میان واشنگتن و تهران، برنامه هسته‌ای ایران است.

آمریکا و برخی کشورهای غربی نسبت به فعالیت ‌های هسته‌ای ایران ابراز نگرانی کرده و ادعا کرده ‌اند که تهران ممکن است در مسیر دستیابی به توانایی ساخت سلاح هسته‌ای حرکت کند.

در مقابل، جمهوری اسلامی ایران همواره تأکید کرده است که برنامه هسته‌ای این کشور اهداف صلح ‌آمیز از جمله تولید انرژی و تحقیقات علمی را دنبال می‌ کند.

تنگه هرمز یکی از مهم‌ ترین مسیرهای انتقال نفت در جهان است که بخش بزرگی از انتقال نفت و انرژی از آن عبور می‌کند.

هرگونه افزایش تنش در این منطقه می‌ تواند اقتصاد جهان را تحت تأثیر قرار دهد و نگرانی‌ های اقتصادی گسترده‌ای ایجاد کند.

در تازه‌ ترین اظهارات، مقام‌ های آمریکایی تأکید کرده ‌اند که واشنگتن همچنان خواهان جلوگیری از تهدیدهای امنیتی ایران و محدود کردن برنامه هسته‌ای این کشور است.

دونالد ترامپ، رئیس‌ جمهور آمریکا، گفته است که مذاکرات می‌ تواند ادامه پیدا کند اما از دید او آتش‌ بس قبلی پایان یافته است.

واشنگتن همچنین تأکید کرده که اقدامات نظامی خود را در واکنش به حملات علیه نیروهای آمریکایی و متحدانش انجام می‌دهد.

در مقابل، تهران آمریکا را به نقض تعهدات و تشدید تنش ‌ها متهم کرده است.

مجتبی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، در واکنش به تحولات اخیر گفته است که نقض‌ های مکرر از سوی آمریکا باعث شده اعتبار تعهدات واشنگتن زیر سؤال برود.

مقام‌ های ایرانی تأکید کرده‌ اند که در برابر فشارهای نظامی و سیاسی تسلیم نخواهند شد و از منافع خود دفاع خواهند کرد.

کاظم غریب ‌آبادی، معاون وزیر خارجه ایران، اعلام کرده است که تهران اجرای تعهدات خود در چارچوب یادداشت تفاهم اسلام ‌آباد را متوقف کرده است.

وی مدعی شده که آمریکا تعهدات خود در این تفاهم ‌نامه را نقض کرده و به همین دلیل ایران نیز اجرای تعهداتش را متوقف کرده است.

او گفته است: «ما نیز تعهدات خود را متوقف کرده‌ایم و در حال اجرای آن‌ ها نیستیم و اکنون مشغول دفاع از کشور هستیم.»

محمد حسن حقیار، آگاه سیاسی، معتقد است: «با توجه به هزینه‌ های سنگین جنگ برای ایران و آمریکا، هیچ‌ یک از طرف ‌ها خواهان یک جنگ تمام‌ عیار نیستند.

فشارهای اقتصادی بر ایران و هزینه ‌های سیاسی و بین‌المللی برای آمریکا، دو طرف را به سمت کاهش تنش و یافتن راه‌ حل دیپلماتیک سوق می‌ دهد.»

وی افزود: «محتمل‌ ترین سناریو، تلاش میانجی‌ هایی مانند پاکستان، قطر و عمان برای برقراری آتش‌ بس و آغاز مذاکرات است.

در کنار آن، احتمال ادامه درگیری‌ های محدود نیز وجود دارد، اما تبدیل شدن بحران به یک جنگ گسترده به دلیل هزینه ‌های سنگین آن، احتمال کمتری دارد.»

حقیار همچنین تأکید کرد که تنگه هرمز یکی از محورهای مهم اختلاف است، زیرا این آبراه برای ایران و همچنین برای امنیت انرژی جهان اهمیت راهبردی دارد.

به باور وی، در نهایت هر دو طرف تلاش خواهند کرد از گسترش بحران جلوگیری کرده و مسیر دیپلماسی را باز نگه دارند.

مجیب‌الرحمن شمال، آگاه روابط بین‌الملل، گفت: «تنش‌ ها میان ایالات متحده، اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران در دوره‌ های مختلف با توافق‌ های موقت یا آتش‌ بس همراه بوده، اما در برخی موارد به دلیل حل‌ نشدن اختلافات اساسی دوباره افزایش یافته است.»

وی افزود: «مسائل امنیتی، رقابت بر سر نفوذ منطقه‌ای، امنیت مسیرهای انتقال انرژی و اهمیت آبراه‌ های راهبردی مانند تنگه هرمز از عوامل مهم در تداوم این تنش‌ ها به شمار می‌ روند.»

شمال برنامه هسته‌ای ایران را یکی از مهم‌ ترین محورهای اختلاف میان تهران و واشنگتن دانست و خاطرنشان کرد: «ادامه این تنش‌ ها می‌ تواند پیامدهای گسترده‌ای برای امنیت منطقه و روابط بین‌الملل داشته باشد و گفت‌وگو و راه‌ حل‌ های دیپلماتیک می‌ تواند راه مؤثرتری برای کاهش بحران باشد.»

ولی فروزان، آگاه روابط‌ بین‌الملل، نیز شش عامل کلیدی را در ادامه تنش‌ ها برشمرد:

۱. اختلاف بر سر نفوذ منطقه‌ای و مسائل امنیتی: آمریکا، ایران و اسرائیل هرکدام اهداف و نگرانی‌ های امنیتی متفاوتی در منطقه دارند.

۲. تأثیر سیاست‌ های اسرائیل: تل‌ آویو خواهان فشار بیشتر بر تهران است و نگرانی‌ های امنیتی این کشور در تصمیم‌ های آمریکا درباره ایران تأثیرگذار است.

۳. اهمیت منابع انرژی و موقعیت راهبردی: نفت و تنگه هرمز از عوامل مهم در این بحران هستند و قدرت‌ های بزرگ تلاش می‌ کنند نفوذ خود را در این منطقه حفظ کنند.

۴. شکست توافق آتش‌ بس و نبود اعتماد: توافق به دلیل حل نشدن اختلافات اساسی و نبود اعتماد میان دو طرف دوام نیاورد و هر طرف تلاش کرد موقعیت خود را تقویت کند.

۵. احتیاط دو طرف با وجود توانایی نظامی: هرچند ایران و آمریکا توانایی وارد کردن خسارت‌ های سنگین به یکدیگر را دارند، اما نگرانی از پیامدهای گسترده جنگ از جمله آسیب‌ های اقتصادی و احتمال تشدید بحران باعث شده است دو طرف با احتیاط عمل کنند.

۶. احتمال بازگشت به مذاکره در صورت بن‌ بست: اگر جنگ به مرحله بن‌ بست برسد، ممکن است دو طرف دوباره به سمت مذاکره و توافق حرکت کنند، زیرا ادامه جنگ برای هر دو طرف هزینه‌ های سنگینی دارد.

اگرچه آتش‌ بس میان آمریکا و ایران توانست برای مدتی از شدت درگیری‌ ها بکاهد، اما اختلافات اصلی میان دو طرف همچنان باقی مانده است.

کارشناسان معتقدند آینده این بحران می‌ تواند در سه مسیر حرکت کند:

۱. بازگشت به مذاکرات با میانجی‌ گری کشورهای منطقه و کاهش تنش‌ ها

۲. ادامه درگیری‌ های محدود که در آن دو طرف تلاش می‌ کنند از گسترش جنگ جلوگیری کنند

۳. افزایش تنش‌ ها و تبدیل شدن بحران به یک درگیری گسترده‌ تر که با توجه به هزینه ‌های سنگین آن، احتمال کمتری دارد

تنش‌ های کنونی میان آمریکا و ایران ریشه در اختلافات عمیق و دیرینه دارد که از برنامه هسته‌ای تا رقابت‌ های منطقه‌ای و امنیت انرژی را شامل می‌شود.

هرچند هزینه‌ های سنگین جنگ، دو طرف را به سمت احتیاط و دیپلماسی سوق می‌ دهد، اما نبود اعتماد متقابل و اختلافات اساسی، هرگونه توافق را شکننده ساخته است.

در چنین شرایطی، نقش میانجی‌ های منطقه‌ای و بین‌المللی برای بازگرداندن دو طرف به پای میز مذاکره، از اهمیت حیاتی برخوردار است.

پایان

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا